![]() | حضرت معصومه سلام الله علیها فاطمه دوم - محمد محمدی اشتهاردی | ![]() |
هر يك از اين القاب و صفات كافى است كه ما را به مقامهاى عالى و درجات ممتاز معنوى او رهنمون گردد، شخصيتى كه همه ابعاد روش و منش و فكر و عمل او بر اساس پاكى، صداقت، شايستگى، تفكر و رشد دينى و عرفانى، و مورد پسند خدا و رسول و امامان (عليه السلام) پى ريزى شده و در اين راستا قرار گرفته است، و به طور خلاصه، اين صفات بيانگر مقام عصمت و طهارت ذاتى و اكتسابى او است، كه هر كدام، چون آينه نشان دهنده جمال و كمال او مىباشند.
در ذيل روايتى كه قبلا در مورد پيش گويى امام صادق (عليه السلام) از تولد حضرت معصومه (عليها السلام) و وفات او در قم ذكر شده آمده:
... واسمها فاطمه بنت موسى تدخل بشفاعتها شيعتنا الجنه باجمعهم؛
نام او فاطمه دختر موسى (عليه السلام) است كه با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت مىگردند.
اين روايت حاكى از عظمت مقام فوق العاده حضرت معصومه (عليها السلام) است، كه شفاعت او شامل همه شيعيان خواهد شد. اين مطلب نيز شاهد گويايى بر فضايل استثنايى حضرت معصومه (عليها السلام) است.
يكى از علماى دولت آباد اصفهان، حضرت آيتالله حاج شيخ محمد ناصرى دولت آبادى، از پدرش مرحوم آيتالله شيخ محمد باقر ناصرى (وفات يافته) سال 1407 هجرى قمرى) نقل مىكند: در سال 1295 هجرى قمرى، در اطراف قم، قحطى و خشكسالى شد، مردم به ستوه آمدند، در ميان آنها چهل نفر از افراد متدين، انتخاب شده و به قم آمدن و در حرم حضرت معصومه (عليها السلام) به بست نشستند، تا شايد با عنايات و دعاى آن بزرگوار، خداوند باران بفرستد.
پس از سه شبانه روز، در شب سوم يكى از آنان، مرحوم آيه الله العظمى ميرزا قمى (وفات يافته سال 1231 هجرى قمرى)(205) را در خواب مىبيند ميرزا مىپرسد: شما چرا در اينجا به بست نشستهايد؟
او عرض مىكند: مدتى است در منطقه ما بر اثر نيامدن باران، خشكسالى و قحطى به وجود آمده است، براى رفع خطر، به اينجا پناه آوردهايم. ميرزاى قمى مىفرمايد: براى همين، در اينجا جمع شدهايد؟ اين كه چيزى نيست اين مقدار از دست ما نيز ساخته است، در چنين نيازها به ما مراجعه كنيد، ولى اگر شفاعت همه جهان را خواستيد، دست توسل به طرف اين شفيعه روز جزا (حضرت معصومه (عليها السلام) دراز كنيد.
در مورد پاداش زيارت مرقد حضرت معصومه (عليها السلام) روايت متعدى از امامان معصوم (عليهم السلام) نقل شده كه نظر شما را به هشت روايت زير، كه هر كدام پيام ويژهاى از عظمت مقام حضرت معصومه (عليها السلام) مىدهد، جلب مىكنيم:
1- امام صادق (عليه السلام) در ضمن گفتارى فرمود:.. من زارها و جبت له الجنه؛ كسى كه او را زيارت كند، بهشت بر او واجب مىگردد.(206)
2- نيز فرمود:
ان زيارتها تعدل الجنه؛ همانا زيارت او برابر كسب بهشت است.(207)
3- سعد بن سعد اشعرى مىگويد: در مورد پاداشش زيارت قبر حضرت معصومه (عليها السلام) از امام رضا (عليه السلام) پرسيدم، فرمود:
من زارها فله الجنه؛ كسى كه او را زيارت كند پاداش او بهشت است.(208)
4- در مورد ديگر فرمود:
من زارها عارفا بحقها فله الجنه؛ كسى كه او را از روى معرفت به شأن و مقامش، زيارت كند، پاداش او بهشت است.(209)
5- نيز فرمود:
من زار المعصومه بقم كمن زارنى كسى كه معصومه (عليها السلام) را در قم زيارت كند، مانند آن است كه مرا زيارت كرده است.(210)
6- يكى از شيعيان به زيارت مرقد منور حضرت رضا (عليه السلام) رفت و پس از زيارت، عازم كربلا شد، و از مسير همدان به سوى كربلا رفت، در بين راه در عالم خواب حضرت رضا (عليه السلام) را در خواب ديد، آن حضرت به او فرمود: چه مىشد كه اگر از قم عبور مىكردى و قبر خواهرم را زيارت مىكردى؟(211)
7- مولى حيدر خوانسارى مىنويسد: روايت شده، اما رضا (عليه السلام) فرمود: هركس نتواند به زيارت من بيايد، برادرم را در رى (يعنى امام زاده حمزه را كه در كنار مرقد حضرت عبدالعظيم (عليه السلام) قرار گرفته است) يا خواهرم را (حضرت معصومه (عليها السلام) را در قم زيارت كند، به همان ثواب زيارت من مىرسد.(212)
گرچه همه اين احاديث، با زبان گويا، بيانگر اوج عظمت مقام حضرت معصومه (عليها السلام) است، ولى نكاتى در اين روايات هست كه در اينجا اشاره مىشود:
مانند: وجوب بهشت، معادل بهشت، مالك شدن بهشت كه از كلمه له فهميده مىشود، و برابر بودن زيارت او با زيارت حضرت رضا (عليه السلام) و بازخواست حضرت رضا (عليه السلام) از شيعهاى كه به زيارت مرقد منور حضرت معصومه (عليها السلام) نرفته است.
زيارت حضرت معصومه (عليها السلام) را تنها يك امام، سفارش نكرده است، بلكه سه امام (امام صادق، امام رضا و امام جواد (عليه السلام) سفارش نمودهاند، و جالب اينكه امام صادق (عليه السلام) اين سفارش را قبل از تولد حضرت معصومه (عليها السلام) بلكه قبل از تولد پدر حضرت معصومه (عليها السلام) اما كاظم (عليه السلام) نموده است.
نكته جالب ديگر، روايت پنجم است كه در آن، پاداش زيارت قبر شريف حضرت معصومه (عليها السلام)، برابر پاداش زيارت حضرت حضرت رضا، اما معصوم قرار داده شده است، زيد شحام از امام صادق (عليه السلام) پرسيد: پاداش كسى كه يكى از شما را زيارت مىكنند چيست؟ آن حضرت در پاسخ فرمود:
كمن زار رسول الله مانند كسى است كه رسول خدا (صلى الله و عليه و آله و سلم)را زيارت نموده است.(213)
حضرت رضا (عليه السلام) فرمود:
الا فمن زارنى و هو على غسل، خرج من ذوبه كيوم ولدته امه آگاه باشيد، كسى كه مرا در حالى كه غسل كرده زيارت كند، به گونهاى از گناه بيرون آيد و پاك مىشود كه هنگام تولد از مادرش از گناه پاك بود.(214)
مىپرسند: آن همه مقام چرا؟ با اين كه حضرت معصومه (عليها السلام) چندين خواهر داشت، چرا بر آنها برترى داشت؟
پاسخ: اين سوال در مورد حضرت زهرا (عليه السلام) نيز مطرح است، كه بايد در پاسخ گفت: اين دو بانو علاوه بر شرافت خانوادگى و ذاتى، در عرصهها و ميدانهاى ايمان و عمل، ممتاز بودند و در اين راستا با گزينش خود، درجات عالى ارزشها والاى انسان را پيمودند، و با عرفان و عمل خود آن گونه درخشيدند.
حضرت معصومه (عليها السلام) در صحنههاى علم، عرفان، ايمان، سياست، و حمايت از مقام رهبرى، بسيار ممتاز بود و سرانجام در اين رستا به شهادت رسيد.
او در اقامت هفده روزه خود در قم، به عبادت و راز و نياز با خدا اشتغال داشت، چنان كه عبادتگاه او كه آن را بيت النور گويند و اكنون در مدرسه ستيه قم در محله ميدان مير قم قرار گرفته، گواه نورانيت و صفاى ممتاز او در ارتباط با خداست.
از پر بارى عمر مبارك 28 ساله حضرت معصومه (عليها السلام) همان بس كه در اقامت هفده روزهاش در قم، حوزه علميه قم را بقاى جاودانه بخشيد، و دهها هزار فريخته و دانش پژوه را به جهان تشيع ارزانى داشت،، بزرگانى بسان زكريا بن آدم از اصحاب امام رضا (عليه السلام) و احمد بن اسحاق وكيل امام حسن عسكرى (عليه السلام) در قم تا وجود تقليد و انديشمندان متفكرى چون: ميرزاى قمى، آيتالله شيخ ابوالقاسم قمى، آيه الله حائرى، آيه الله صدر، آيه الله سيد محمد تقى خوانسارى، آيه الله گلپايگانى، آيه مرعشى نجفى، آيه الله اراكى، علامه طباطبائى، استاد شهيد مرتضى مطهرى و حضرت امام خمينى (اعلى اله مقامهم الشريف) همه از بركت وجود عالمه آل عبا حضرت معصومه (عليها السلام) است كه به حوزه علميه مركزيت داده، و با پرتو افشانى خويش، آن را به مدينه فاضله اسلامى تبديل نموده است... انقلاب اسلامى ايران در حقيقت فرزند پاك اين سرزمين مطهر و فيضيه (فيض گرفته از درگاه بىبى فاطمه معصومه (عليها السلام) است، كه اينك با رهبرىهاى حكيمانه ولى امر مسلمين، حضرت آيه الله خامنهاى مد ظله العالى، به مسير خود ادامه مىدهد.
رحمت خداى بزرگ و دورود خالصانه همه پيامبران، امامان، اولياى خدا و مجاهدان راستين بر اين بانوى بزرگ باد، كه هماره مىدرخشد و نور افشانى مىكند. و كوثر هميشه جوشان ولايت است.
كوتاه سخن اينكه: آنچه انسان را به مقامات ارجمند مىرساند، ايمان و عمل است، چنان كه امام باقر (عليه السلام) فرمود:
فو الله ماشيعتنا الا من اتقى الله و اطاعه؛ سوگند به خدا شيعه ما نيست مگر كسى كه پرهيزكار بوده و از خدا اطاعت كند.(215)
نيز فرمود:
لاتنال و لا يتنا الا بالعمل و الوره؛ به ولايت و دوستى ما جز از راه انجام عمل نيك و پرهيز كارى نمىتواند رسيد.(216)
در همه تاريخ و در تمام اديان، با افراط و تفريط، به زنان ظلم شده است، ولى اسلام حقوق زن را به طور كامل و عادلانه به آنها داده است، و آنها را از هر گونه انحطاطهاى ساختگى رهاى بخشيده است. يكى از نمونههاى اين حقيقت اين كه: مسلمانان بانوانى همچون: حضرت خديجه، حضرت فاطمه، حضرت زينب، حضرت معصومه (عليها السلام) - علهين السلام - را به عنوان اينكه آنها داراى عالىترين مقامها هستند مىستايند، و با بهترين و عميقترين روش، از آنها تجليل و احترام و نسبت به آنها ابراز احساسات مىنمايند، و با اين روش خود اعلام مىدارند كه ميزان در رسيدن به مقامات عالى، تقوا و عمل است، نه زن و مرد سياه و سفيد و... .
و اين عظمت و احترام كه در بارگاه نورانى حضرت فاطمه معصومه (عليها السلام) كه همچون نگين در شهر قم، جلوه دارد بهترين دليل و گواه به احترام اسلام به شخصيت زنان والا مقام است، و همين نمونه عملى مىتواند جواب كوبندهاى باشد براى آنهايى كه مىگويند اسلام براى زن چندان ارزشى قائل نيست.
مرغ دلم راهى قم مىشود
در حرم امن تو گم مىشود
عمه سادات سلام عليك
روح عبادات سلام عليك
كوثر نورى به كوير قمى
آب حيات دل اين مردمى
عمه سادات بگو كيستى
فاطمه يا زينب ثانى استى؟
از سفر كربلا آمدى
يا كه به دنبال رضا آمدى
كاش شوى مست حضورم كنى
باخبر از وقت ظهورم كنى
يكى از اقسام ولايتها در سطح بالايى قرار دارد، ولايت تكوينى است، ولايت تكوينى آن است كه كسى توانايى تصرف در جهان آفرينش داشته باشد، مثلا حضرت عيسى (عليه السلام) داراى مقام ولايت تكوينى بود، يعنى مىتوانست در جهان خلقت تصرف كند و به تعبير قرآن به اذن خدا، با دميدن به مجسمه گلى پرنده، آن را زنده كرده و به پرواز درآورد، و يا كور مادرزاد را بينا نمايد، و يا بيمارى بىدرمان برص را درمان بخشد، و از همه بالاتر مرده را زنده كند.(217)
اين قدرت ملكوتى عيسى (عليه السلام) به خاطر آن بود كه او عبد كامل خدا و از اولياء و پيامبران بود، و انسان مىتواند در پرتو بندگى خالص و كامل به چنان مقاماتى برسد كه خدا گونه شود و مظهر صفات كمال و جلال خدا گردد، چنان كه امام صادق (عليه السلام) در سخنى فرمود:
العبوديه جوهره كنها الربوبيه عبوديت و بندگى گوهرى است كه ربوبيت در آن نهفته است.
يعنى عبوديت انسان را به قدر به خدا نزديك مىكند كه مظهر صفات خدا مىشود، و به اذن پروردگار مىتواند در جهان تكوين، تصرف كند و كارهاى خدايى نمايد.
توضيح اينكه: وصول به ربوبيت در پرتو پيمودن مراحل عبوديت گرچه در ظاهر تعبير زنندهاى است، زيرا معنى اين جمله از بندگى تا خداوندگارى است مگر مىشود انسان از مرز بندگى خارج شود، يا در مرز خدايى گام بگذارد؟
اين التراب و رب الارباب خاك كجا و پرودگارها كجا؟
ولى به گفته استاد علامه شهيد مرتضى مطهرى (رحمه الله) بايد توجه داشت كه خدايى غير از خداوندگارى است، مقصود از حديث فوق اين است كه انسان در پرتو بندگى به خداوندگارى مىرسد.(218)
يعنى انسان در پرتو پيمودن مراحل عالى بندگى، داراى روح ولايت تكوينى مىشود، و مىتواند كارهاى معجزه آسا كند و كرامتهاى عجيب از او سر زند. در آنجا به عنوان نمونه به ذكر يك شاهد عينى از نمونه كرامتهاى حضرت رضا (عليه السلام) كه نگارنده يقين به آن دارد مىپردازم:
خواهرى دارم به نام ايران خانم، كه در سال 1320 ش در اشتهارد متولد شد، پس از چندى مادرش از دنيا رفت، او به سن دو سالگى رسيد ولى نمىتوانست بايستد، حتى دست هايش را به ديوار تكيه مىدادند، باز به زمين مىافتاد، پدرم بار مادر بزرگم همراه از مومنان، او را در سال 1323 ش براى توسل به حضرت رضا (عليه السلام) به مشهد مقدس بردند. فصل زمستان بود و حرم آن حضرت خلوت بود. پدر و مادربزرگم اين كودك را در كنار خود؛ در نزديك ضريح مقدس نشاندند و ملتمسانه از آقا خواستند كه به او لطف خاصى كند، سپس مشغول نماز شدند، ناگاه در نماز ديدند اين دختر برخاست و به سوى ضريح رفت و ضريح را بغل گرفت. از آن پس دختر به طور كامل شفا يافت و بدون تكيه بر چيزى، به راه افتاد. او را به اشتهارد آوردند، همه بستگان كه او را مىشناختند و مىدانستند كه او قادر به اسيتادن و راه رفتن نبود، تعجب كردند، و به ياد لطف سرشار حضرت رضا (عليه السلام) اشك شوق ريختند. اين خواهرم هنوز زنده است و در كمال سلامتى به سر مىبرد.
اينك مىگوييم: حضرت معصومه (عليها السلام) نيز بر اثر كمال و عبوديت و عرفان، و دستيابى به مقامات عالى معنوى به مرحلهاى رسيد كه داراى چنين امتيازى شده و مىتواند از مقام ولايت خود استفاده كرده و كارهاى معجزه آسا و كرامتهاى شگفت كند: در اينجا در ميان صدها نمونه نظر شما را به چند نمونه جلب مىكنيم:
سالها قبل از انقلاب، گروهى از مردم يكى از شهرهاى دور، در فصل زمستان براى زيارت حضرت معصومه (عليها السلام) عازم قم بودند. شب فرا رسيد، برف سنگينى در زمين نشسته بود، اين گروه در چند فرسخى قم راه را گم كردند، در بيابان بدون وسيله، سرگردان شده و در مخاطره شديد قرار گرفتند، همانجا دست به توسل به دامن حضرت معصومه (عليها السلام) زدند تا با نشان دادن راه، آنها را از خطر برهاند.
طبق سند موثق، يكى از خدام آستانه مقدسه حضرت معصومه (عليها السلام)، مرحوم سيد محمد رضوى مىگويد: در آن شب (بدون اطلاع از زائران در به در و سرگردان) در حرم بودم، اندكى خوابيدم، در عالم خواب ديدم حضرت معصومه (عليها السلام) نزد من آمد و فرمود: برخيز، چراغ گلدستهها را روشن كن.(219) به ساعت نگاه كردم، ديدم اندكى از نيمه شب گذشته و هنوز چهار ساعت به اذان صبح باقى است (و مطابق معمول اندكى قبل از اذان، چراغهاى گلدستهها را روشن مىكرديم.
خوابيدم، دوباره حضرت معصومه (عليها السلام) را در خواب ديدم، اين بار با تندى به من فرمود: برخيز، مگر نگفتم چراغهاى گلدستهها را روشن كن.
برخاستم و چراغ هالى گلدستهها را روشن كردم، ديدم برف سنگينى آمده و همه جا را سفيد پوش نموده است، ولى شگفت زده شده بودم كه چرا امشب به دستور حضرت معصومه (عليها السلام) چراغها را زودتر روشن نمودهام؟ آن شب به سر آمد، صبح روز بعد كه هوا آفتابى بود، از حرم عبور مىكردم، شنيدم چند نفر از زائران به همديگر مىگويند: حضرت معصومه (عليها السلام) به داد ما رسيد، چقدر بايد از محضر مقدسش تشكر و سپاس گزارى نماييم! اگر چراغهاى گلدستهها روشن نمىشد، ما در دل شب تاريك در بيابان پر از برف و هواى سرد، كه راه را گم كرده، بوديم، جان سالمى به در نمىبرديم، اگر چراغ گلدستهها روشن نمىشد ما جهت شهر قم را در آن تاريكى ظلمانى هرگز پيدا نمىكرديم.